در دام عشق الله اسیر بودن بهترین و شیرین ترین اسارتها است .
اسارت در عشق الله زندانی است که در آن سراسر پر از چشمه های مهر و محبت می باشد و زندانیش دائما از آن چشمه های مهر ومحبت می نوشد سیراب می شود و هرگز نمی خواهد لحظه ای از آن زندان آزاد شود تا مبادا از آن موهبت الهی محروم شود .
ف.فتحی
گمراه شود اشرف مخلوقات با گناه
نابود شود همه نعمات و برکات با گناه
زیر سوال رود اشرف مخلوقات با گناه
دچار زشتی و پلیدی و مکافات شوید با گناه
رخنه کند شیطان رجیم در قلبتان با گناه
لبخند زنید به زشتی و پلیدی نادانان با گناه
زنگارهای قلبتان بیشتر و بیشتر می شود با گناه
آتش جهنمتان را شعله ورتر می کنید با گناه
ف.فتحی
با گناه کردن زمین خدا را ناپاک وآلوده می سازید.
با گناه کردن عرش اعلی را به لرزه درمی آورید
با گناه کردن شیطان را مهمان خانه هایتان می سازید.
با گناه کردن یار و یاور شیطان نامهربان می شوید.
با گناه کردن سر اشرف مخلوقات شوم و شومتر می شود
با گناه کردن شر و شرارت روی زمین خدا بیشتر می شود .
با گناه کردن در رحمت الهی به سویتان بسته تر می شود.
با گناه کردن مخلوق از خالقش روز به روز جدا تر می شود .
با گناه کردن پل صراطتان نازک و نازکتر می شود .
ف.فتحی
با امید فاصله گیریم از مرگ و نیستی
به زندگی لبخند زنیم و زغم گیریم در زندگی
با امید می توان به فردایی روشن دل بست
بر قلبهای نا امید و دلمرده حکومت کرد دربست
با امید زنده شود دلهای پژمرده و دلشکسته
امیدوار شد با امید ز غم و عصه گرفت فاصله
ف.فتحی
بیاید نگذاریم حباب زندگی در یک چشم به هم زدنی بترکد چون بعد از ترکیدن مرگ و نیستی به سراغ آدمی می آید پس بهتر و عاقلانه تر است که از حباب زندگی خوب مراقبت نماییم تا مبادا به دست نادانی بترکد و مرگ و نیستی را به همراه آورد.
ف.فتحی
پیروز کسی است که بر نفس خود غلبه کند و دروازه مهر و محبت قلبش را به سوی همنوع خود باز گذارد .
کسی می تواند از سراشیبی های تند و نفس گیر زندگی بالا رود و خود را به قله رفیع موفقیت رساند که ایمانی قوی و اراده ای راسخ واستوار داشته باشد .
ف.فتحی
آنقدر به درگاهت در زنم ای خدا
تا اجازه دهی مهمانت شوم ای خدا
به در خانه ات روم و شوم حقیر ای خدا
تا در بند عشق تو شوم اسیر ای خدا
حقیر الله بودن باشد بهترین جایزه ای خدا
شود نصیب مومن که دهد به او اجازه ای خدا
ف.فنحی
گذر عمر مانند اسبی سرکش و نافرمان است هرجا که بخواهد می رود و هیچکس نمی تواند مهارش کند و افسار بر دهنه اش زند.
ف.فتحی
وجدان مروارید غلتانی است که اگر زیر پا گذاریم آن مروارید غلتان با ارزش از دستانمان می افتد و با سرعت دانه هایش که همان تک تک اعمال ما است به سویی می روند ما را یارای رسیدن به آنها نمی باشد.
ف.فتحی
