همدردی با همنوعی مثل آن است که در غم و غصه هایش شریک شوی و او را دلداری دهی تا که از غم و اندوهش کاسته شود.
ف.فتحی
دست گدایی به سوی معشوقم کنم دراز
تا که عشقم را پذیرا شود آن پر رمز راز
حق تعالی را عشق ورزم از ته قلبم بی مهابا
عاشق الله شوم و عشق ورزم به معشوقم بی ریا
ف.فتحی
با عقل و درایت کنم تک تک نعمتهای خدا را شکار
بی ریا نعمت به ما دهد آن حق تعالی بی شمار
هر گز از نعمتهای حق تعالی نشوم سیرمن حقیر
شکر نعمتها بجای آورم و شوم ز عشق او اسیر
ف.فتحی
خدای رحمان و رحیم و رئوف بزرگترین خالق عشق است که عشق را آفرید و من را عاشق خود ساخت چون به من معنای عشق را فهماند.
به نام خالق عشق که عشق آفرید
من را عاشق حق نمود و کرد روسفید
ف.فتحی
بهشت جایگاهی است با صفا
مسافران بهشت آن مومنان خدا
زمانی که از دنیا روند سوی خدا
بهشت برازنده است آن مومنان با وفا
زمان حیات حرمت خالق دانندمومنان
جایگاه خالق و مخلوق دانند در این جهان
ف.فتحی
زنگ ناقوس مرگ زمانی دهد صدا
مرگ بنده ای فرا رسدو رود سوی خدا
زنگ ناقوس مرگ باشد تلنگری به ما
تا به هوش باشیم و ز مادیات شویم جدا
ف.فتحی
وسوسه باشد تله شیطان بی رحم وجفاکار
طعمه لذیذ نهد بر تله شیطان بی رحم و نابکار
تله گذارد و شکار کند کردار آن سست اراده را
بوق و کرنا گیرد و گوید رفتار آن سست اراده را
دائما گوید زسستی تقوا وایمان آن مخلوق خدا
چرا اشرف مخلوقات باشد اینگونه نادان و بینوا
ف.فتحی
امشب شب قدر است باید دلهایمان را به سوی خدا پر دهیم واز آن یکتای بی همتا بخواهیم تا هر چه گناه و معصیتی مرتکب شده ایم را ببخشد و اجازه دهد تا که جزء عاشقان حقش باشیم .
ف.فتحی
علی واربودن علی وار زیستن کاری بس شاق و سخت است که تنها علی ع را یارای و تحملش بود.
ف.فتحی
