علی مرتضی ع در حیاط زنی بی سرپرست برای کمک در پختن نان در مقابل تنور آدمیت خود را محک می زد براستی که از این امتحان الهی سر بلند بیرون آمد هیچ کس همچو آن بزرگوار نمی توانست این رسالت مهم را به دوش کشد.
ف.قتحی
خدایا دریای داغ داغ و شور شور اشک یتیمانی که در زیر چتر حمایت علی ع بودند نمی توانست ابن ملجم ملعون را غرق نماید تا که آنها تنها و بی سرپرست نشوند .
ف.فتحی
وقتی کسانی که زیر چتر علی ع بودند فهمیدند که چه پدری مهربان و چه حامی دلسوزی را از دست دادند به این می اندیشیدند که فردا در سیاهی شب به چه امیدی زنده بمانند.
ف.فتحی
بعد ضربت خوردنش سپرد به فرزندانش
تنها همان یک ضربت زنید بر بدنش
تاکید کرد علی آن شیر خدا زمان مرگش
نباید شکنجه و آزار دهند به دشمنش
فرزندانش گوش دادن به وصیت علی
که عزیزترینشان بود حسین آن ولی
علی مولایم امشب این جهان خاکی را ترک کرد ولی در عوض جایگاه با ارزش در عرش اعلی پیدا کرد دشمنان علی ع باید بدانند اگر مولایمان را از ما گرفتند همه چیز فراموش می شود هرگز آن کار فجیع ملجم مرادی ما شیعیان را هوشیار نمود که
گوهر گرانبهایی بود آن علی مرتضی و تا آنجا در توان داریم یادش را گرامی می داریم
علی مرتضی یک پدیده شگفت انگیز در عالم خلقت آفریدگاری بود و خواهد ماند آن بزرگوار مانند در گرانبهایی در میان مخلوقات زمینی می درخشد و آنقدر درخشش نورش زیاد و نورانی است که با هیچ نوری در دنیا مقایسه نمی شود .
ف.فتحی
بی تاب علی آن یار محمد مصطفی ام
بی تاب آن یتیم نواز بامرام و شیرخدایم
ملجم مرادی چگونه توانست ضربت زند به علی
مگر نمی دانست پدر یتیمان بود آن ولی
ف.فتحی
شیطان درون ابن ملجم توانست او را مانند برده ای در اختیار خود گیرد و عنان و افسارش را بدست گرفت و توانست او را گول زند تا که شیرمرد کوفه آن دلسوز یتیمان بی پدر را به شهادت رساند آیا آن نادان نمی توانست با شیطان درونش بجنگد و او را از خودش دور نماید الحق که جزء جاهلان است ابن ملجم مرادی نامرد چونکه شیطان فقط دامش را برای جاهلان پهن می نماید و آنها را اسیرو گرفتار می سازد.
ف.فتحی
ضربت شمشیر ملجم نامرد کرد فرق سر علی را خونین
سر سجاده عشق راز و نیاز عاشقانه می کرد با رب العالمین
ملجم نادان ندانست چه گوهر گرانبهایی بود علی مرتضی
چونکه جهالتش غلبه کرد وی و از ما ربود علی مرتضی
ف.فتحی
خدای قادر در شب قدر اجازه می دهد فرشته های زمینی که همان مخلصان خدایند به عرش روند و با آن یکتای بی همتا به راز و نیاز عاشقانه پردازند و اسرار نهان قلبشان را باز گو نمایند تا همچو پرنده ای سبکبال شوند و هرگز آن مومنان نمی خواهند از یارشان الله جدا شوند و به زمین برگردند بلکه دلشان می خواهد همیشه به سبکی همان پر باقی بمانند تا که هر زمان بخواهند به سوی معبودشان پر کشند.
ف.فتحی
کل جهان را من گم کرده گردم نبینم همچو علی
گرد جهان را اگر گردم نجویم عطر خوشبوی علی
از هر که بینم گیرم سراغ یار با وفایی همچو علی
به هر که می رسم می جویم عطر خوشبوی علی
ف.فتحی
