بهترین های دنیای اینترنت

مجنون خدا از عشق خدا آواره کوی و برزن می شود و در هر کجا سراغ از معشوقش الله گیرد و دائما می گوید از عشق تو خدا بی تاب و توان هستم تا که معشوقش الله عشقش را پذیرا شود و قبول کند  آنگاه عاشق خدا راحت سر بر بالین می نهد و شب را به روز وا می گذارد تا که سحر رسد راحت بتواند سر سجاده عشق با معشوقش الله به راز و نیاز عاشقانه پردازد و از عشقش سیراب و سر مست شود .

 

                                                   ف.فتحی





تاریخ: چهارشنبه 21 تیر 1391
ارسال توسط fathi

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید