بهترین های دنیای اینترنت

یک نفس ای پیک سحری بر سر کویش کن گذری گو که ز هجرش به فغانم به فغانم به فغانم

ای که به عشقت زنده منم گفتی از عشقت دم نزنم من نتوانم نتوانم نتوانم




تاریخ: یک شنبه 23 مهر 1391برچسب:شب,شعر,رباعی,غزل,,
ارسال توسط حمید

اندیشه هرایل و تباری شده عشق ‏

بازیچه هر خلاف کاری شده عشق ‏

حافظ تو عروج را گفتی و من

دیدم چه دروغ شاخداری شده عشق




تاریخ: یک شنبه 23 مهر 1391برچسب:رباعی,شب,شعر,,
ارسال توسط حمید

توپي سفيد و صورتي اينجا در اين غــــــزل

هي غلت مي خورد، همه ي مردم محــــــل

فرياد مي زنند: کجا توپ مي رود؟

و بين بچه ها سر آن مي شود جــــــدل

آن وقت مي رسد سر بيتي که کودکي

با چوبدست مي کند آن توپ را بغـــــــل

«من پا ندارم و تو بدردم نمي خوري

‎اما بيا و دوست من باش لا اقــــــل‎

باباي من اگر چه فقير است، بد که نيست

چون قول داده پاي مرا ميکند عمــــــل

مي گريد و مي افتدش از دست توپ و بعد

جا مي خورد به قهقه ي مردم محــــــل

اين توپ پله پله مي افتد ز بيت هام

و مثل بغض مي ترکد گوشه ي غــــــزل




تاریخ: سه شنبه 18 مهر 1391برچسب:شبــــــــ,شعر,,
ارسال توسط حمید
آخرین مطالب

صفحه قبل 1 صفحه بعد

آرشیو مطالب
پيوند هاي روزانه
امکانات جانبی
ورود اعضا:

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 154
بازدید دیروز : 16
بازدید هفته : 350
بازدید ماه : 4898
بازدید کل : 456860
تعداد مطالب : 369
تعداد نظرات : 11
تعداد آنلاین : 1